بابا صفرى

187

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

در تابستان سال 1350 خورشيدى ، كه نگارنده براى تحقيق مدفن پير بدانجا رفته بود ، مسجد سابق پير مادر را خراب كرده مسجد جديدى با ديوارهاى آجرى و تيرآهن بر جاى آن بنا مينمودند . در قسمتى از كف مسجد براى قرار دادن پايهء ستون جائى را كنده بودند و در آن استخوانهاى زيادى از انسانهاى گذشته به چشم مىخورد . پيرمردى كه در آنجا بود اظهار مىداشت كه از آن مسجد تا پيله سحران ، كه بيش از سه كيلومتر فاصله دارد و عموما زمينهاى زراعتى است يك رشته قبرستان است و هر جاى آن كه كنده مىشود بقبر و استخوانهاى مردگان قديمى ميرسد . مقبرهء پير زرگر بر سر راه محله‌اى بنام « آقا نقى خرمنى » به طرف بازار قرار داشت و بر روى آن اطاقى به شكل دكان ديده ميشد ولى اكنون اثرى از قبر و دكان به چشم نميخورد . هنگاميكه نگارنده از دكانداران اطراف آن در اينباره تحقيق ميكرد آنان با طعن و طنز ميگفتند كه قبر و محوطه آن به تصرف يكى از متنفذين محل درآمده و جزو ملك او قرار گرفته است بدون آنكه بخواهند نام آن متنفذ را بر زبان آورند . در محلهء قنبلان يا تازه ميدان ، مقابل زندان فعلى شهربانى ، كوچه‌اى است كه آن را كوچهء پير ميگويند زيرا در اول ضلع غربى آن اطاق آجرى بسيار محكمى قرار دارد و بر بالاى درگاه سنگى آن شماره 111 به چشم مىخورد . مردم محل آن را مدفن پيرى ميدانند و در آن شمع روشن مىكنند بدون آنكه در آن اطاق قبرى ديده شود . در بالاى آن درگاه سنگى ، نوشته‌اى بدين عبارت نقر شده است : « قال إله تبارك و تعالى . انما يعمر مساجد إله من آمن باله و اليوم الآخر » و اقام الصلاة و آتى الزكوة و لم يخش الا إله يكونون من المهتدين فى سنهء 1041 » . اين نوشته حكايت از آن دارد كه در آن محل در عهد سلطنت شاه صفى مسجدى ساخته شده و اين سنگ بر بالاى در ورودى آن نصب گشته است ولى هرآينه بعدها در آن مسجد تصرفاتى شده و اين اطاق كوچك براى حفظ حرمت آن معبد باقى مانده و كم‌كم عنوان پير نيز پيدا كرده است و چه بسا كه پير سازنده و بانى آن مسجد نيز در آنجا مدفون بوده است . غير از اين پيران ، شاهان اردبيل نيز در خور مطالعه و تحقيق ميباشند و ما متأسفيم كه بمدارك قابل توجهى در اينباره دست نيافتيم .